الشيخ أبو الفتوح الرازي

74

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

قوله : * ( لا يَسْتَوِي الْقاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ ) * ، كلبي روايت كرد از ابو صالح از عبد اللَّه عبّاس كه سبب نزول آيت آن بود كه : چون خداى تعالى ذكر مجاهدان كرد و بيان درجات ايشان و ترغيب كرد ايشان را در جهاد ، عبد اللَّه امّ مكتوم و عبد اللَّه جحش بنزديك رسول آمدند ، و ايشان نابينا بودند ، گفتند : يا رسول اللَّه ! خداى تعالى بندگان را جهاد فرمود و ترغيب كرد ، و احوال ما از بىديدگى ( 1 ) اين است كه تو مىدانى و ما را آرزوى جهاد است ، ما را رخصتى هست كه جهاد نكنيم ( 2 ) ؟ اين آيت فرود آمد و استثنا كرد خداوندان ضرر را ، يعنى عمى . و ضرر در آيت گفتند : عماست ، و أعمى را از اين جا ضرير گويند ، و اين ( 3 ) فعيل است به معنى مفعول . حمّاد روايت كرد از ثابت از عبد الرّحمن أبى ليلى كه اين آيت اوّل چنين آمد كه : لا يستوى القاعدون من المؤمنين و المجاهدون . عبد اللَّه بن امّ مكتوم دعا كرد و گفت : اللَّهمّ [ 335 - ر ] انزل عذري ، بار خدايا عذر من فرو فرست ، خداى تعالى بفرستاد : * ( غَيْرُ أُولِي الضَّرَرِ ) * ، و بفرمود كه به جاى خود بنه ، و ( 4 ) پس از آن به غزا رفتى و گفتى : مرا راست بداريد ( 5 ) در بر اين ( 6 ) دشمن و رايت به من دهى ( 7 ) كه من بنگريزم و نتوانم گريختن . زيد بن ثابت گفت : * ( غَيْرُ أُولِي الضَّرَرِ ) * ، أى الزّمانة ، آن كه زمن نباشد و مقعد نبود . علىّ بن ابي طلحه گفت عن ابن عبّاس كه : مراد به « ضرر » عذر است ، هر عذر كه باشد . اهل مدينه و ابن كثير خواندند : « غير » منصوب بر استثناء ، و باقى قرّاء خواندند : « غير » بر رفع بر صفت « قاعدون » . حق تعالى گفت : راست نباشد ( 8 ) مؤمنانى كه فرو نشينند از جهاد بى عذرى و منعى طلب رفاهيت و آسايش را ( 9 ) ، مؤمنانى كه ايشان به جان و مال جهاد كنند در سبيل خداى ، ايشان در منازل و درجات راست نباشد ( 10 ) با

--> ( 1 ) . اساس ، مت ، وز : بى ديد كه ، ضبط كلمه با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلهاست . ( 2 ) . تب : جهاد كنيم . ( 3 ) . تب : و آن . ( 4 ) . لت : او . ( 5 ) . آج ، لب ، لت : بدارى . ( 6 ) . تب ، آج ، لب ، مر ، لت : در برابر . ( 7 ) . تب ، مر : دهيد . ( 8 ) . لب ، مر : نباشند . ( 9 ) . تب و ، مر ، لت با . ( 10 ) . تب ، آج ، لب ، مر ، لت : نباشند .